عملکرد ضعیف سید حسین حسینی در بازی مقابل روسیه، در کنار ناکامیهای قبلی او در دیدارهای مهم، این پرسش را به وجود میآورد که چرا او باید عضو تیم ملی ورزش و زندگی باشد؟

سید حسین از نظر فنی طی سالهای اخیر یکی از دروازهبانهای توانمند ایران محسوب میشود، اما خاطره ناکامیهای او در بازیهای بزرگ بیشتر در ذهن هواداران فوتبال باقی مانده است. این که او با پیراهن استقلال هیچ دربی را در وقت قانونی نبرده، یا دریافت ۶ گل از انگلیس در جام جهانی، حضور نام او در تمام ناکامیهای سپاهان محرم و یا همین نمایش اخیرش در برابر روسیه و دریافت دو گل بسیار بد – که گل اول از بین پاهای او وارد دروازه شد و روی گل دوم واکنش سید حسین برای ما که از پای گیرنده بازی را تماشا میکردیم تقریباً هیچ تفاوتی با یک تماشاگر معمولی نداشت – اتفاقاتی است که حتی از یک دروازهبان مبتدی هم بعید است، چه رسد به دروازهبانی با سابقه و تجربه او.
معمولاً دروازهبانها برای توپهای نزدیک تیرک شیرجه میزنند. برخی شوتها چرخشی و نیمه چرخشی (کاتدار) هستند و تغییر جهت میدهند و برخی شوتها در اواخر مسیر افت میکنند. در صحنه گل دوم روسیه روی ضربه ایستگاهی، توپ هم به تیرک افقی و هم به تیرک عمودی نزدیک بود و سید هیچ واکنشی نشان نداد.
ناکامی یک دروازهبان در بازیهای بزرگ تنها جنبه فنی ندارد و میتواند ناشی از فشار روانی و اضطراب مسابقه، کمبود تجربه و اعتماد به نفس، تجربیات قبلی و غیره باشد. البته هیچیک از این دلایل در مورد حسینی صدق نمیکند. سید حسین در ۳۴ سالگی نخواسته یا نتوانسته مشکلاتش در بازیهای بزرگ را حل کند، پس چرا باید به تیم ملی دعوت شود؟
متأسفانه لیست همیشه ثابت تیم ملی در دوره قلعهنویی این ذهنیت را بین دیگران، به خصوص دروازهبانها ایجاد کرده که «من هر چقدر هم خوب باشم به تیم ملی دعوت نمیشوم!» و بقیه هر چقدر هم ضعیف باشند، جای ثابتی دارند.